یسنایسنا، تا این لحظه: 10 سال و 4 ماه و 28 روز سن داره

عشقم یسنا

بازم پیشرفت

بازم پیشرفت یسنا جونم 1. دخترم میگه مادر بزرگ(مامان من) و مادر بزرگ ب زبون ما میشه ماما مامانمم کلی زوووووووووووووووووووووق میکنه 2. بوس هوایی میفرسه نفسم 3. دستمالو میذاری جلو دماغش فین میکنه 4. قربونش برم با انگشتای کوچیکش کلاغ پر گنجشک پر بازی میکنه خدایا ب خاطر همچین هدیه ی بزرگی ک بهمون دادی هزاران شکرت   ...
29 مرداد 1393

:|

قربون اون لبای خوشگلت برم دخترم وقتی رو صورتش آب میپاشیم قیافش این جوری میشه وقتی داره ماست میخوره میره تو طرف ترو خدا دستاشو ببین داره قاشقو تو دهنش نگه میداره از الان با ما دعوا میکنه که بدین گوشیتونو ب من ک میخوام بازی کنم قربون انگشتای کوچولوت برم داری رو صفحه میکشی و بازی میکنی این بزرگ بشه چی میشه راسی !!! نکته عکس رو گرفتین؟! ...
29 مرداد 1393

پیشرفت & عکس های متفرقه

سلام جیگراااااااااااااا خوبین؟ ی خبر خووووووووووووووووووب حد اقل واس من ک خوبه یسنا میگه مامان ولی نصفه میگه مامان ب زبون ما "نَنَ" میشه یسنام هر وقت گشنش میشه میگه ننننننننننننننَ یا هر وقت بی تاب میشه میگه نننننننننننننننننننَ قربونش برم دختر نازم   تازگی یسنا میخواد حرف بزنه کلمات عجیب و غریب زیادی میگه که غیر از خودش کس دیگه ای نمیفهمه وقتی هم سخت مشغول بازی میشه کلمه ای بین س و ش رو زیاد میگه   داره با پارچه لباس خالش بازی میکنه داله کثیفش میکنه     ...
23 مرداد 1393

یسنا با لباس سنتی

سلام به همه بینندگان و خانندگان وب یسنا جون امیدوارم ک خوب باشین چن روز پیش رفتیم عروسی و رسم ما اینه ک وقتی میریم ک عروسو بیاریم خونه داماد، خانواده داماد لباس سنتی بپوشن از کوچیک کرفته تا بزرگ... یسنا هنوز لباس سنتیمونو نداره ولی اون روز واس یکی رو گرفتمو تن یسنا کردم قربون دخترم برم خیلی هم بش میاد به قول باباش دخترش خانومی میشه واس خودش   مامان بزرگ لباسم بم میااااااااااااااد؟! اینجام داره با سکه های لباس ور میره تا سکه های اون لباسو نکنه از تنش در آووردم بعدش افتاد ب جون سکه های لباس من وقتی از عروسی اومدم دیدم لباسم کثیف شده خواستم بشورمش حالا چون نمیشه این جنس لباسو ت...
21 مرداد 1393

پیشرفت

سلام ب برو بچ خوبین دوستای عزیز خوشین و سلامتین دماغتون چاقهههههههههههههههههههههههه خداروشکر امروز اودم درباره پیشرفت های یسنا بنویسم - لیوان یا کاسه رو میگیره دستشو خودش آب میخوره - لباس خونه و بیرونو تشخیص میده و هر کی لباس بیرون تنش باشه گریه میکنه - با رورک راه میره ولی اگ ب نفعش باشه   وقتی میذاریش وسط حیاط ی راست میره سمت شیر آب  - بهونه گیر شده خیلی   همش میگه منو نشونید   منو ایستاده نگه دارید - وقتی نشسته باشه و رو پاش بالش بذاری بعد از کمی بازی رو بالش میخوابه - لپاتو باد کنی و صورتتو بگیری جلوش میزنه رو صورتتو باد لپاتو خالی میکنه و غش میره...
17 مرداد 1393

غذا خوردن یسنا

وقتی یسنا ب زور غذا میخوره: من سرشو نگه میذارم تا خالش بش غذا بده خالش سرشو نگه میداره تا من بش غذا بدم اینم بعد از دو ساعت درگیری با این وروجک   حالا وقتی خودش میخوره: ببین چ وضعی پیدا میکنه اینم از وضعیت صورت و بدن ...
9 مرداد 1393

عکس هایی از 7 ماهگی یسنا جون

سلام ب همه خانندگان و بینندگان وبلاگ دخترم امیدوارم ک خوب باشید همیشه عکس هایی از 7 ماهگی یسنا خانوم   اینجا داره یواش یواش از بالش میاد پایین   اینم یسنای یخچالی بستنی یسنا تازه و خوشمزه ی روز هوا خیلی گرم یعنی وحشتناک گرم شد کولر هم روشن میکنی برق نمیکشه و کولر هنگ میکنه دختلمم از شدت گرما اصلا نمیتونست بخوابه این ور و اون ور غلط میخوردو گریه میکرد منم بردمش حموم بعدشم لباس تنش نکردم بعد اون خیلی آروم گرفت خوابید چیهههههههههههههههه ب چی میخندی عزیزم داره سر شیشه دلسترو میخوره آخه شیرش هست سرش اینقده میخوره اونم با صدا با ی صدای وحشتناک عجیییییییییییییییی...
1 مرداد 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به عشقم یسنا می باشد